چشمم احرام طواف حرمت می بندد
گرچه از خون دل خویش دمی طاهر نیست
دعوتنامه

۱
مدینه عزیز!
...از همسرم پرسیدم، اون وقتی که توی قطعه شهدا بودی، زیر لب داشتی چی می گفتی؟ گفت:داشتم آرزو می کردم دوباره خدا قسمتت کنه که بری خونه خدا،آخه شنیدم که اگه تو گلزار شهدا واستی و دعا کنی،اگه خیر باشه حتماً برآورده می شه؛وقتی بی خوابیای تو رو می بینم حس می کنم که دلت یه جورایی هنوزم تو هوای دیار یار پرسه می زنه. اما نگران نباش،خدا از احوال دل همه ما آگاهه...
2
مدینه مهربون!
پنجشنبه شب یه آقایی تماس گرفتن و در عین ناباوری خبر برنده شدنم رو توی جشنواره تولدی نو تبریک گفتن و ازم واسه اختتامیه دعوت به عمل آوردن.تا یه چن ساعتی تمام بدنم آتیش بود، انگاری که خدا تموم انرژی های دنیا رو به سمتم روونه کرده باشه...
3
مدینه جان!
الان توی اختتامیه جشنواره نشستم و درست به سه ماه پیش در چنین ساعتی فک می کنم .یادت می یاد، توی همین ساعت داشتم دوستامو که به مکه می رفتن، با چشمای گریون، بدرقه می کردم.
مدینه عزیز!الان دارم به سمت سن می رم تا دعوتنامه خونه خدا رو از دست معاون" وزیر علوم "بگیرم. تنم آتیش آتیشه.حس می کنم خدا مثل همیشه بهم لبخند می زنه وصدای تو رو از دورمی شنوم که می گی: عزیز دلم!بیا، دل خدا واست تنگ شده!
در كعبه كوي تو هر آن كس كه بيايد
از قبله ابروي تو در عين نماز است
زير ناودون طلا
دانلود قسمت نخست (1)آخرین گزارش"سفرنامه حج نخبگان دانشجویی"پخش شده درتاريخ25 /۰۶/۱۳۸۷ از شبكه ۳ سيما
هنگام وداع تو زبس گريه كه كردم
دور از رخ تو چشم مرا نور نماندست
وداع با مدینه

صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را
كه سر به بيابان تو داده اي ما را
سلام من به مدینه... به آستان رفیعش

دانلود قسمت پاياني (۲) اولين گزارش "با دانشمندان جوان ایرانی در مدینه النبی " پخش شده در تاريخ ۱۱/۰۶/۱۳۸۷ از شبكه ۳ سيما