تبليغاتX
دل سرگشته ما غیر تو را ذاکر نیست

گر من ازباغ تو یک میوه بچینم چه شود

  پیش پایی به چراغ تو ببینم چه شود

امام علي(ع) به روايتي نو(۶)

عید غدیر خم مبارک باد

بدانيد،خدايتان رحمت كناد!كه شما درروزگاري بسر مي بريد كه حق گويان ، اندكند ... جوانانشان بدخوي و ناسازگارند و پيرانشان گنهكار و عالمانشان منافق.
 
خطبه 233 نهج البلاغه
-------------------------------------------------------------
اين سخن قسمتى از يك خطبه طولانى است كه امام(ع)ايراد فرموده وسبب ايراد اين خطبه اين بوده كه امام(ع)به فرزند خواهرش‏«جعدة ابن هبيره‏مخزومى‏»فرمان داد به منبر رود و براى مردم سخن بگويد«جعدة‏»پس از قرارگرفتن بر منبر نتوانست‏سخن بگويد اينجا بود كه امام(ع)خود منبر رفت و خطبه‏اى‏طولانى ايراد فرمود.
 
(شرح ابن ابى الحديد ج‏13 ص‏13)
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 10:54 بعد از ظهر  توسط زائر سرگشته  | 

  گر من ازباغ تو یک میوه بچینم چه شود

  پیش پایی به چراغ تو ببینم چه شود

امام علي(ع) به روايتي نو(۵)

امام علی به روایتی نو5

مثل من در ميان شما مثل چراغي است در تاريكي كه هر كس به سوي نور او شتابد ، از  او  نور  و روشني جوید.   
                                                                                            خطبه۲۲۹
 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 11:11 بعد از ظهر  توسط زائر سرگشته  | 

 پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت

من چراملك جهان را به جوي نفروشم

امام علي(ع) به روايتي نو(۴)
 
امام علي به روايتي نو4
 
 
 
آيا من درباره خود، به اين امر قانع باشم كه مردم به من اميرالمومنين بگويند،اما درسختي هاي روزگارباآنان شريك نباشم يادر زندگي خشن و دشوار،اسوه و مقتداي ايشان نگردم؟ من براي اين آفريده نشده ام كه خوردن غذاهاي پاكيزه مرا سرگرم سازد و در اين باره همچون چارپايي باشم كه افسار او را  در كناري بسته باشند و همه توجه و علاقه او به علوفه و خوراك خود باشد ياهمانند حيواني رهاوآزاد باشم كه كار او به هم زدن زباله ها و يافتن چيزي از ميان آنها و پركردن شكم خود از آن است و ازقصدي كه براي او دارند (كه سرش را ببرند و گوشتش را بخورند) غافل است و نيز آفريده نشده ام كه بيهوده رها شوم و محمل و بيكار بمانم.
 
نهج البلاغه-نامه۴۵
 
 
 
 مطلب فوق از نامه‏هاى امام عليه السلام به‏«عثمان بن حنيف انصارى‏»فرماندار بصره ، است؛آن زمان كه به حضرت گزارش دادنديكى از ثروتمندان بصره‏وى را به ميهمانى دعوت كرده و او پذيرفته است.
 عثمان بن حنيف كيست؟
عثمان بن حنيف از اصحاب پيامبر است او در جنگ احد و تمام نبردهاى بعداز آن شركت داشته است.اودرزمان عمر بن خطاب مسئول رسيدگى به زمين هاى‏ عراق و گرفتن خراجهاى آن سرزمين بود.
پس از قتل عثمان،على(ع)او را فرماندار بصره قرار داد. بعد از آنكه طلحه،زبير و عايشه به بصره رفتند،او را از بصره بيرون كردند. سپس هنگاميكه امام(ع)در جنگ  جمل پيروز شد عبد الله ابن عباس را والى قراردادو عثمان همراه آن حضرت بكوفه آمد و ساكن كوفه شد. وى همچنان در كوفه بود.و در زمان معاويه از دنيا رفت.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 10:33 بعد از ظهر  توسط زائر سرگشته  | 

 جمال يار ندارد نقاب و پرده ولي

غبار ره بنشان تا نظر تواني كرد

امام علي(ع) به روايتي نو۳  

 

 
مداواي مردم
 
(شگفتا) مي خواهم با شما كه درد من هستيد،جامعه را مداوا كنم،كار من مانند كار كسي است كه مي خواهد خار را با خار بيرون آورد؛ با اين كه مي داند كجي خار  همراه  خار است. بارخدايا! پزشكان اين درد عميق و جانسوز خسته شده اند و بازوي تواناي مرداني كه آب همت از چاه وجود اين مرد كشيده اند،ناتوان گرديده است.
 
خطبه۱۲۱
 
 توضيحات:
پس از«ليلة الهرير»يكى از ياران امام(ع)بپا خواست و گفت:تو ما را از مسئله حكميت‏نهى كردى سپس به آن امر فرمودى!؟
ما نفهميديم كدام يك از اين دو دستور صحيح است؟امام(ع) (از اين سخن ناراحت‏شد)  و  دستها را بهم زد و اين سخنان  را  ايراد فرمود.
«ابن عبدربه‏»در«عقد الفريد»جلد2 صفحه 165 ودر«مطالب السؤل‏» جلد1صفحه 100 و در«ارشاد» «مفيد» صفحه‏139 و در«اختصاص‏»صفحه‏153
 
 
راسخ در عمل
 
سوگندبه خدا ، اگر تمام عرب  بر قتال  با من پشت به پشت يكديگردهند، من به آنها پشت نكنم(يعني ازجنگيدن  با آنها بيمي ندارم).
نامه45
                                         
  چرا على(ع)فدك راتصرف نكرد؟
 
امام هفتم در پاسخ اين سؤال كه چرا على(ع)فدك را تصرف نكرد؟ مى‏فرمايد:
«لانا اهل البيت لا ياخذ لنا حقوقنا ممن ظلمنا الا هو(يعنى البارى عز و جل)و نحن اولياء المؤمنين انما نحكم لهم و ناخذ حقوقهم ممن ظلمهم و لا ناخذ لانفسنا»:
حق ما اهلبيت را از كسانى كه بما ظلم كرده‏اند جز خدا نمى‏گيرد،مااولياى مؤمنان هستيم، به نفع آنها حكم مى‏كنيم و حقوق آنها را از كسانى كه‏بآنان ظلم نموده‏اند مى‏ستانيم و براى خودمان در اين راه تلاش نمى‏كنيم.
(به كتاب فدك(ملحقات)صفحات 184-196 نوشته باقر مقدسى مراجعه‏فرمائيد)
 
+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 12:26 بعد از ظهر  توسط زائر سرگشته  | 

دوستي در ذيل مطلب "ديدگاههاي حضرت علي (ع) درباره خود و روزگارش" نظر زيبايي داده بودند؛ درب بسته مسجد امام علی(ع) شما رو توی فکر برده یا خطبه های امام در صفین . فکر شما رو باید آل سعود ( آل یهود ) مشغول خودش بکنه که چرا درب این مسجد بسته است . من توی سفری که به ترکیه هم داشتم همین ماجرا بود . تا بوده دشمنی با شیعه علی بوده . از شیعان کشورهای بحرین و یمن و پاکستان گرفته تا خود شعیان کشور عربستان که هر روز عرصه رو بر اونها تنگ می کنند .                قسمت دوم اين مطلب رو در شب قدر تقديم مي كنم به اين دوست و تمامي آناني كه همچون شيعيان عربستان ،هنگامي كه از مذهبشان مي پرسي ، با افتخار مي گويند شيعه و سرشان را بالا مي گيرند و بلندتر مي گويند: وبحمدالله جعفري!                                                       التماس دعا 

خيره آن ديده كه آبش نبرد گريه عشق

تيره آن دل كه در او شمع محبت نبود

    امام علي(ع) به روايتي نو۲    

 

 

                                  

من اينگونه ام

     

من ازآن مردمي هستم كه سرزنش هيچ سرزنشگري آنان راازراه خدابازنمي دارد. سيمايشان ، سيماي راستان است و گفتارشان ،گفتار نيكان... نه گردن فرازي مي كنندو نه برتري مي جويند.نه كينه در دل مي پرورندو نه فساد مي انگيزند.
خطبه ۱۹۲نهج البلاغه

    

اصل يكم
«من چنينم» جمله‏اى است بسيار دشوار، چنانكه «من هستم» گفتنش دشوار است. اما «من چنينم» دشوارتر است، خيلى رشد مى‏خواهد كه بگويد «من اين هستم». بر نهادن خويشتن روياروى خود، بدون تاثّر از تمايلات و بدون تاثّر از هواها، كارى است دشوار .
اصل دوم
مگر ما نبايد از «من» گفتن احتراز كنيم مگر «من» گفتن دليل خامى نيست بلى، درست است . آنچه كه ديروز براى يك انسان در نقطه «الف» امتياز اضافى جلوه مى‏كرد، امروز كه در مسير كمال قرار گرفته است امتياز «بايستى» نيست، زيرا كه چنان «هست». اما سخن على (ع) به قدر فهم‏ها بود:
آنچه مى‏گويم به قدر فهم توست
مردم اندر حسرت فهم درست‏
                                                         محمد تقى جعفرى‏-مقاله ابعاد شخصيت على (ع)

     

+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 1:5 قبل از ظهر  توسط زائر سرگشته  | 

دوستي، در ذيل يكي از مطالب نظر بسيار زيبايي داده بودند؛خیلی از وبلاگ ها رو دیدم که خاطراتشون رو ازمدینه وبقیع می نویسند ، ولی کسی درباره اینکه بعد از سفر چیکار کنیم که ازحال واحوال معنوی مون استفاده کنیم و از آن برای زندگی مون بهره ای ببریم صحبتی نکرده اند. سخن اين دوستمون منو به تفكر واداشت و مدتي است كه تنها تصويري كه مدام در ذهنم نقش بسته، تصوير درب  هميشه بسته مسجد امام علي (ع) در مدينةالنبي است.
ضمن تشكر از اين دوست گرامي،سلسله مطالبي كه در ادامه مي آيد، شايد انجام گوشه اي از وظايفي است كه اين دوست و ساير دوستان به واسطه نظرات پر مهرشان بر دوشم گذارده اند. باشد كه گرد و غبار تاريخ را كنار بزنيم و يادمان بيافتد كه مديون خون كيستيم!

زگريه مردم چشمم نشسته درخون است

ببين كه در طلبت حال مردمان چون است 

امام علي(ع) به روايتي نو۱

 
 
 
رئيس و رهبر مومنان
 
من
 رئيس و رهبر مومنانم
و
مال دنيا
 رئيس و سرور اهل فجور و بدكاران است.
 
حكمت ۳۱۶نهج البلاغه
  
رد ستايش ستايشگران
 
خوش ندارم كه حتي درذهن شما خطور كند كه من مدح و ستايش را دوست دارم و از شنيدن آن لذت مي برم،و بحمدالله چنين نيستم.
خطبه ۲۱۶نهج البلاغه
   
 
رفتار با حاكم حقيقي
 
بامن آن گونه كه باجباران سخن گفته مي شود، سخن مگوييد و چنان كه از حاكمان بد  خشم پرهيز مي شود از من نپرهيزيد و با ظاهرسازي و رياكارانه با من رفتار نكنيد.
خطبه۲۱۶نهج البلاغه
توضيح اينكه؛ اين خطبه از خطبه‏هاى امام(ع)است كه در«صفين‏»ايراد فرمودند.
جايي كه درميان ايراد خطبه،يكى ازياران امام(به پا خاست) و با سخنى طولانى كه در آن فراوان آن حضرت‏راستود،به امام پاسخ مثبت  داد واطاعت وشنوائى خويش رادرهمه حال ازدستورات‏آنحضرت اعلام كرد.
كتاب‏«روضه كافى‏»ص 352
 
 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 12:2 بعد از ظهر  توسط زائر سرگشته  |