تبليغاتX
دل سرگشته ما غیر تو را ذاکر نیست

در پس هر بی نشانی نامهاست     زینت تاریخ ما گمنام هاست

یاد زیارت دوره بخیر..!
مقام معظم رهبری

ضمن تشکر ازحضورپرشورشرکت کننده گان در گردهمایی های ماهانه ی عمره گزاران دانشجوی کاروان سیدالشهدا (ع) ، به اطلاع می رساند که گردهمایی خرداد ماه اعضای کاروان، در محل "کهف الشهدا" به آدرس ولنجک- بلوار دانشجو - خیابان البرز - کهف الشهدا برگزار می گردد.

تلفن تماس:۰۹۱۲۲۳۶۴۲۸۹

 زمان گردهمایی برای حرکت از مسجد باب الحوائج : ۸/۳/138۸؛ صبح جمعه ساعت ۸:۳۰

مکان تجمع کاروان:مسجد باب الحوائج؛ میدان امام حسین (ع)- خیابان اقبال لاهوری

وعده گاه ما: این بار"کهف الشهدا"

+ نوشته شده توسط زائر سرگشته در پنجشنبه هفتم خرداد 1388 و ساعت 2:13 قبل از ظهر |

 برای آمدنت زود هم دير است

داستانی برای تاریکی

او خواهد آمد

«یک شب از دوران کودکی را خوب یادم مانده، خانه مان پر از نور بود. برای پدرم مهمان می آمد. انگار قرار بود یکی از اقوام ثروتمند به دیدنمان بیاید. نمی دانم از کجا. ولی از جایی دور می آمد. دو ساعتی می شد که چشم به راه بودیم. درها همه باز بود، چراغ ها روشن. مادر هر از گاه می رفت و دستی به روکش یکی از کاناپه ها می کشید و آن را صاف می کرد. پدر کنار پنجره ایستاده بود. از ترس اینکه مبادا صندلی ای جابه جا شود، کسی جرات نشستن نداشت.

هر چه زمان می گذشت، بیشتر متقاعد می شدیم که چشم به راه مهمان ویژه ای هستیم. حتی به خود می لرزیدیم، مبادا از راه برسد و شکوه دیدارش که لحظه به لحظه فزونی می گرفت، هنوز به اوج نرسیده باشد.  نگران نیامدنش نبودیم. اطمینان داشتیم که می آید.

شب خوبی بود. چشم به راهی ما، چراغ های روشن، سکوت و لحظات با شکوه.»

*راینر ماریاریلکه (شاعر و نویسنده آلمانی) - داستانی برای تاریکی

+ نوشته شده توسط زائر سرگشته در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388 و ساعت 11:34 بعد از ظهر |

سفرت بخیر اما...

برگرفته از وبلاگ" برای سعیده"

خاطرات حج

یک شنبه صبح از خواب بیدار میشم اگه عمری باشه
بعد یادم میافته...
بعد بغض گلوم رو میگیره
بعد میگم خوش به حالت سعیده که رفتی
دوشنبه صبح میگم خوش به حالت سعیده که الان مدینه ای
دوشنبه هفته بعد میگم خوش به حالت که حاجی شدی
دوشنبه هفته بعد میگم خوش به حال من که تو برگشتی
ولی سخته واسه تو...
لحظه وداع
ازمدینه یه جوری سخته
از مکه یه جور دیگه
اون لحظه ای که مدیر کاروان تمنا میکنه
التماس میکنه
میگه خانما بلند شید بریم
دیر میشه از پرواز جا میمونیم
بعد تو هی نگاه میکنی به کعبه
هی انگار یکی میخواد قلبت رو از توی قفسه سینه بکشه بیرون
هر کاری میکنی نمیتونی گریه نکنی
بعد امیدوارم نگی کاش بیشتر استفاده کرده بودم
بعد هی نگاه میکنی به سنگ های سفید کف حیاط که یک هفته پاهات مهمونشون بوده
طواف کردی و نماز خوندی
همون لحظه دعا کن خدا باز هم دعوتت کنه
واسه همه دعا کن
هرچی بگم از لحظه آخر بازم کم گفتم
ولی از لحظه ای که اسمت در اومد زائر بودی
اصلا از دو سال و نیم پیش که به من زنگ زدی و گفتی اسم من در اومده
تا وقتی یه نیم سال پیش من به تو زنگ زدم و گفتم اسمت در اومده
از وقتی پارچه چادر احرامت رو گرفتی
وای خوش به حالت سعیده
تو رو خدا ما رو یادت نره
همون دعای همیشگی
عاقبت به خیری
حرفام زیاده...

سفرت به خیر اما
....
به شکوفه ها به باران
برسان سلام ما را
+ نوشته شده توسط زائر سرگشته در سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388 و ساعت 1:33 قبل از ظهر |

می خواستم شعری برای جنگ بگویم

دیدم نمی شود

دیگر قلم ، زبان دلم نیست

 قیصر امین پور

سنگ،کاغذ،قیچی

تقدیم به کودکان مظلوم غزه

 

 مرگ بر اسرائیل

سنگ،کاغذ،قیچی

بازی شروع شد

شیر خوارگان غزّه ،سنگ آورده اند

اسرائیلی ها، کاغذ

تارویای از فرات تا سینا

هاشوربخورد

 به خون جهان!

اعراب،فقط جِر زدن بلدند

قیچی آورده اند

مثل همیشه

برای افتتاح مک دونالد

سنگ... کاغذیا قیچی؟

 

+ نوشته شده توسط زائر سرگشته در یکشنبه بیستم بهمن 1387 و ساعت 6:52 بعد از ظهر |

ای قوم به حج رفته کجایید؟ کجایید؟

معشوق همینجاست بیایید بیایید

سومین گردهمایی اعضای کاروان سیدالشّهدا(ع) 

سومین گردهمایی کاروان سیدالشهدا(ع)

 

ضمن تشکر ازحضورپرشورشرکت کننده گان دردومین گردهمایی عمره گزاران دانشجوی کاروان سیدالشهدا (ع) ، به اطلاع می رساند که سومین گردهمایی اعضای کاروان برگزار می گردد.

زمان: 1۳/۱۰/1387 ؛ ساعت 14 لغایت 16:30

مکان:مسجد باب الحوائج؛ میدان امام حسین (ع)- خیابان اقبال لاهوری

 

 کروکی محل برگزاری سومین گردهمایی

+ نوشته شده توسط زائر سرگشته در چهارشنبه یازدهم دی 1387 و ساعت 11:46 بعد از ظهر |

گر من ازباغ تو یک میوه بچینم چه شود

  پیش پایی به چراغ تو ببینم چه شود

امام علي(ع) به روايتي نو(۶)

عید غدیر خم مبارک باد

بدانيد،خدايتان رحمت كناد!كه شما درروزگاري بسر مي بريد كه حق گويان ، اندكند ... جوانانشان بدخوي و ناسازگارند و پيرانشان گنهكار و عالمانشان منافق.
 
خطبه 233 نهج البلاغه
-------------------------------------------------------------
اين سخن قسمتى از يك خطبه طولانى است كه امام(ع)ايراد فرموده وسبب ايراد اين خطبه اين بوده كه امام(ع)به فرزند خواهرش‏«جعدة ابن هبيره‏مخزومى‏»فرمان داد به منبر رود و براى مردم سخن بگويد«جعدة‏»پس از قرارگرفتن بر منبر نتوانست‏سخن بگويد اينجا بود كه امام(ع)خود منبر رفت و خطبه‏اى‏طولانى ايراد فرمود.
 
(شرح ابن ابى الحديد ج‏13 ص‏13)
+ نوشته شده توسط زائر سرگشته در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387 و ساعت 10:54 بعد از ظهر |

آمادگی برای سفر حج

نکته هایی برای قبل ازعزیمت

عینک آفتابی یادتون نره!

1-قلم و کاغذ بردارین و شروع کنین به نوشتن چیزایی که دوس دارین بعد از مرگتون خونده بشه.شما اسم این نوشته روهرچیزی می خواین بزارین.من که اسمشومی زارم « وصیت نامه». فقط جون هر کی دوس دارین آه و ناله راه نندازین یا مث بنده نزارین توی دقیقه آخر و فرودگاه و لحظه خداحافظی.

2- این طرف و اونطرف برین و مثل آدم، درست و حسابی از بقیه حلالیت بطلبین، از ما گفتن بود، توی این کار دقت کنین که موجب رنجش خاطر کسی نشین. یادتونم نره که چه کسایی توی اولویت هستن.

3-قرض و قوله هاتونو صاف کنین و خیالتونو از بابت حق النّاس راحت کنین.

4-وسایلتون رو درست و منظم و به ترتیب نیازتون بچینین. مثلاًلباس احرامی رو که توی مکه نیاز دارین، روی وسایلی که در ابتدای سفر (توی مدینه) به اونا نیازمندین قرار ندین. اینطوری هر بار مجبور نمی شین که  ساکتونو جراحی کنین و دل و روده شو بیرون بریزین. پس بهتره وسایلی رو که توی مکه به اونا نیازمندین، ته ساک قرار بدین.

5- هوای گرم عربستان ، خوش تیپی بردار نیست. تی شرت نایلونی چسبان و شلوار جین ، جز عرق سوزی، واستون چیزی به همراه نداره. چند دست لباس زیر نخی و خنک هم یادتون نره.

6- برای برداشتن کرم ضد آفتاب و کلاه یا چفیه هم که نیازی به سفارش نیس.یک عینک آفتابی خوب هم از واجباته . این رو وقتی متوجه می شین که چشمتون بیفته توی چشم سنگای سفید مسجد الحرام و مسجد النبی و مجبور بشین چون چشاتون وا نمی شه بر گردین هتل. البته بهتره فکر جا عینکی هم باشین تا مثل من گمش نکنین .

+ نوشته شده توسط زائر سرگشته در دوشنبه هجدهم آذر 1387 و ساعت 10:28 بعد از ظهر |